تبليغاتX
تیمور و قلیون
 
 عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهید عشق آن است که صد دل به یک یار دهید
|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در سه شنبه 1387/03/07  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 

زدست ديده و دل هر دو فرياد


 که هرچه ديده بيند دل کند ياد


بسازم خنجري نيشش ز فولاد


زنم بر ديده تا دل گردد آزاد


|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در سه شنبه 1387/03/07  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 
يه بزرگي ميگه........هرگز به دنبال كسي نباش كه بتوني با او زندگي كني

_به دنبال كسي باش كه نتوني بي اون زندگي كني

|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در شنبه 1387/03/04  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 

حال گيري از دخترها(البته با پوزش فراوان از دخترهاي بازديد كننده) ؟؟!!؟؟

///////////////////////////////////////////////////

 

 1از يه دختر ساعت بپرسيد بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنيد و بگين ساعتش عقبه

 2تو دانشگاه از دختر مورد نظر يه جزو 1000 صفحه اي بگيريد و بعد از اينکه تمام صفحاتش رو جا به جا کرديد بهش بر گردونيد

3تو يه جمع دانشجويي و رسمي هنگام عکس گرفت واسه دخترا شاخ بذاريد

۴توي جشن تولد يکي از دخترا فاميل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنيد
  

 5 توي اتوبان جلوي ماشين يه دختر خانوم با سرعت 50 کيلومتر حرکت کنيد

6 تو خيابون خيلي با احترام از يه دختر آدرس بپرسيد بعد از جواب دادن جلوي چشماش از  يکي ديگه بپرسيد

 7 توي يه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صداي بلند هورت بکشيد و نوش جان کنيد

8 توي جمع دختراي فاميل وقتي همشون دارن يه سريال مي ببينن هي کانال تلويزيون رو  عوض کنيد

9اگه يه دختر يه جا يه جک تعريف کرد بلافاصه بگيد چقدر قديمي بود

10شيشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابي تکون بديد و بذاريد خودش درش رو باز کنه

|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در شنبه 1387/03/04  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 شهریار
در دياري كه در او نيست كسي يار كسي
كاش يارب كه نيفتد به كسي ، كار كسي
هر كس آزار منِ زار پسنديدولي
نپسنديد دلِ زار من آزارِ كسي
آخرش محنت جانكاه به چاه اندازد
هر كه چون ماه برافروخت شبِ تارِ كسي
سودش اين بس كه به هيچش بفروشند چو من
هر كه باقيمت جان بود خريدار كسي
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نكوشيد پس گرمي بازار كسي
غير آزار نديدم چو گرفتارم ديد
كس مبادا چو من زار گرفتار كسي
تا شدم خار تو رشكم به عزيزان آيد
با الها ! كه عزيزي نشود خوار كسي
آنكه خاطر هوس عشق و وفا دارد از او
به هوس هر دو سه روزي است هوادار كسي
لطف حق يار كسي باد كه در دورة ما
نشود يار كسي تا نشود باركسي
گر كسي را نفكنديم بسر سايه چو گل
شكر ايزد كه نبوديم به پا خار كسي
شهريارا سرم ن زير پس كاخ ستم
به كه بر سرفتدم ساية ديوار كسي
|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در شنبه 1387/03/04  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 عشق سوخته(درد دل)
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا، بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند
درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟

بي مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا

|+| چوقیده شده توسط تيمور خان در شنبه 1387/03/04  | اگه میخوای نظر بدی یه کام بگیر -->
 
 
بالا